Iran Energy-e Atomi Estebdad

Home / فارسی / Iran Energy-e Atomi Estebdad

ایران ـ انرژی اتمی ـ استبداد

برای بار دیگربه اصطلاح «مذاکرات» درباره برنامه هسته ای ایران درژنو از سر گرفته شد وبه امضای یک توافق نامهٔ اولیه رسید. چه خوب! همیشه صحبت مفید است تا شاید راه حلی برای مشکلات ایجاد شده از حماقت رهبران پیدا شود.

بطورخلاصه، غرب به دنبال تضمینی میگردد که از ساختن سلاح اتمی درایران، که تحت کنترل خود غرب نباشد، جلوگیری کند. از طرف دیگر ایران مکرر قسم میخورد که برنامه هسته ایش غیر نظامی و فقط صلح آمیز است وخواستار آن است که فقط با زور حرف همه را متقاعد کند؛ گرچه که در مهر ماه ۱۳۹۲ چند موشک سجیل را آزمایش کرد.

سی و چند سال است که تحریم های بین المللی متفرقه ایران را خفه کرده اند. آخرین ممنوعیت های بین المللی درمعاملات بانکی با ایران، کیسه جمهوری اسلامی ایران را خالی کرده اند وبرای آخوند های تهران روشن شده است که اگر جمهوری اسلامی میخواهد جان سالم بدر برد لازم است که سر و صورتش کمتر تلخ و وعدهایش قابل قبول شودقصه جمهوریت محمود احمدی نژاد، با کاپشن انقلابی سالهای پنجاه و چرت و پرت های پرخواشگرانه اش، در لجن تمام شد؛ گرچه که رهبر مستکبر، علی خامنه ای، برای حمایت از انتخابات تقلبی وی در سال ۱۳۸۸ ایران را بخون کشید.

دلقک تازه ساز تهران، رئیس جمهور حسن روحانی، تپل وخوش رو است و بنظر ناز نازی و خوش ذوق میآید. شرکت کنندگان در مذاکرات مهر ماه در ژنو با خوشرویی نمایندگان ایران روبرو شدند که خود جای تعریف داشت. جلسه های مذاکره هم برای عامه دلچسب و سازنده توصیف شد، گرچه که بیانه های اولیه فقط یاوه سرایی و داد سخن بودند. در این دست افشانی عمومی هر نماینده ای سود خود را میدید: ایران خواهان بودکه آش شله قمکار برنامه هسته ایش را به ناف دیگران ببندد و با تبسم وخوش حرفی همه را خواب کند. برای اتحادیه اروپا فرصتی شد که سر خانم آشتون گرم شود و دررسانه ها از وی نام برده شود. آمریکا مشتاق کسب اعتبار از دست رفته اش در خاور میانه بود. در گوشه ای، بدون سر و صدا، روسیه و چین تماشا میکردند. روسیه تسهیلات هسته ای با منفعت کلان به ایران میفروشد. چین هم محصولات کم کیفیت خود را که کشورهای فهمیده نمیخواهند بخرند، پایاپای نفت با قیمت ثابت با ایران مبادله میکند. ژنوهم بعد از چند سال بی اعتنایی دوباره رل خود را، میزبان مذاکرات بین المللی و سرپرست مراسم، بدوش گرفت.

Iran Energy-e Atomi Estebdad

درحال حاضر دراروپا صحبت از صرفنظر از انرژی اتمی مدنی است. در آلمان واطریش و … بخواسته شهروندان ساخت تسهیلات اتمی جدید ممنوع شد و کارخانه های قدیمی یکی بعد از دیگری بسته شده و با مخارج سرسام آوری بناها از اثرات رادیو آکتیو پاک میشوند. کمی بیش از یکسال پیش، دولت سوئیس پس ازیک بحث عمومی و خواسته مردم تصمیم گرفت که از تولید برق بتوسط انرژی اتمی خوداری کند وگام به گام مراکز هسته ای خود را تا سال ۲۰۳۵ تعطیل کرده وآنها را با در نظر گرفتن سلامت وایمنی مردم تخلیه کند. در حال حاضربیست میلیارد فرانک سوییس برای مخارج مرحله اول در نظر گرفته شده است. در دیدار محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران ومقامات ارشد سوئیس از این قضیه صحبتی نشد. سوئیسی ها هم به ایرانی ها نگفتند که چطور یک مملکت کوچک، یک چهلم وسعت ایران با یک جمعیت هشت میلیون که هیچ ذخیره طبیعی ویک قطره نفت ندارد توان اقتصادی اش چندین دَه برابر ایران است. با صد و بیست و چهار هزار ریال میتوان فقط یک نوشابه دریک رستوران عادی در ژنو خرید. در سوئیس قدرت سیاسی در دست مردم است، ومردم هیچ رهبر معظمی و مستکبری را لازم ندارند که راهنمایی شان کند و یا با انتخابات بدلی برایشان رئیس جمهور بسازد. کشورشان برای دیگران باز است و به اقلیت هاهم احترام میگذارند. از سال ۱۹۴۲ حکم مرگ زندانی غیر قانونی شده است و کسی را دار نزده اند. در سال ۲۰۱۱، ایرانیانی که تقاضای پناهندگی سیاسی از سوئیس کردند ۱۱۳۸ نفر بودند. در حالی که شاید دو جین سوئیسی برای سیاحت به ایران رفته باشند. برای رسانه های جمهوری اسلامی فرصتی بود که توجهی به وضعیت سوئیس کنند. هیچ مقاله ای را درباره کشور و طرز زندگی مردم در سوئیس را در رسانه های علیل و زبون تهران ندیدم. گمان هم ندارم که پول خرجی مسافرت روزنامه نگاران ایرانی مزدورِ وزارت اطلاعات، کفاف آن بود که بتوانند از هتل بیرون رفته ودر ژنو تفریح کنند.

بگذریم. به اصرار نماینده های ایران دوباره ایران و گروه P5 +1 در ۱۷ـ۱۶ آبان دور هم جمع شدند. روز دوم وزرای ارشد بادستپاچگی، بعد از جان کری به ژنو آمدند. ولی با وجود همه یاوه گویی که با خوشرویی و وانمودی تحویل مردم شد، مذاکرات ناگهانی به پایان رسید. آیا صحبتی بیش از پرونده هسته ای ایران شد؟ آیا دخالت های ایران در سوریه قاطی مذاکرات شد؟

 یک بار دیگر در آخر نوامبر (۲۲ـ۲۰) مذاکرات دیگری سر گرفته شد.این بار همگی خواهان نتیجه مثبتی بودند. تا حدی که نطق خشن رهبر مستکبر، علی خامنه ای، به فرماده ان بسیجی، در رسانه های ایران برای دید خارجی ها حذف و سانسور شد و تنها وبسایت khamenei.ir  و فقط در بخش فارسی متن آن نشر و حفظ شد.

در حال حاظر جمهوری اسلامی دیگر قدرت ادامه سیاست های مسموم و نفرت گرای خود را درخاورمیانه ندارد: سوریه، فلسطین، مصر، عراق، لبنان و غیره … کم کم از کنترل ایران خارج شده اند. درهر جاییکه بعد از انکه آمریکا جنگ را آغاز کرد ولی در صلح و امنیت شکست خورد، ایران داخل معرکه شد ولی بجای آرامش، به کوره های اختلاف و دو دستگی هیزم رساند.

در داخل کشور، وضع اقتصادی از بد به گند رسیده است. قلدرهای باجگیر و اجحاف گران سواراتوموبیل های لوکس در تهران هستد؛ در حالی که شهروندان طبقه متوسط، در تنگدستی و قرض امورشان میگذرد. سر و صدای مردم و جانشان بالا آمده است و دیگر حوصله شعار دادن ندارند: «انرژی اتمی حق مسلم ماست». امروز ایرانیان چشم انتظار زندگی بهتری هستند. ولی هنوز باور دارند که با حرف «همه چیزانشاألله درست میشود».

برای حفظ اتحاد مقدس ملی وجلو گیری از اغتششاش مردم، جمهوری اسلامی به پول نیاز دارد و این پول با ید فوری برسد. شاید که قول بر قراری مجدد روابط بانکی بین المللی برای رهبر مستکبر، علی خامنه ای، کافی باشد که از خر شیطان پایین آید و پای بازرسان هسته ای به ایران باز شود. در آخر قصه، علی خامنه ای تصمیم خواهد گرفت که چه راه حلی برای خودش و لات های رذل پیروش، آخوندها، پاسداران و بسیجی ها، کمتر ضرر دارد. دو روز از امضای قرداد ژنو، که برای شش ماه معتبر است میگذرد ولی برداشت و ذوق رسانهای ایران، عناصر حکومتی و آیت الله های رنگ وارنگ با احتیاط غرب دو گونه است. آیا بندهای این قرارداد عملی هستند؟

PedzIran:
به ساز علی جون برقصیم

برای این که به مردم دنیا نشان داده شود که خوشرویی نماینده های ایران در مذاکرات دروغی نیست، کمی هم میبایست در تهران شیره به سر عام مالیده شود وتغییراتی درسرکوبی مردم داده شود. صحبتی شد که خمینی راضی به شعار«مرگ بر آمریکا» نبود. دروغ آنقدر بزرگ بود که ازهیچ سوراخی رد نشد و جمهوری اسلامی زود کوتاه آمد.در حال حاضر امواج سانسور در کشور ادامه دارند، گر چه که ظاهر و روش، الکی عوض شده اند. اگر که برخی از شهروندان ناراضی از زندان آزاد شدند، دیگران فوری جایشان را گرفتند. انترنت حلال جای انترنت آزاد است ومکالمه تلفنی در ایران وبا ایران سه جانبه است: گوش سوم جیرخور وزارت اطلاعات است.

مذاکرات بر سر برنامه هسته ای ایران فقط یاوه گویی است ولی در حال حاضر تنها راهی است که باز است. دررسانه های غرب صحبت از پیروزی «ایران» است گرچه که قصه، قصۀ داستان مهارت و پیروزی «استبداد ولایت فقیه» است. در هر حال سه امر مسلم تغییر نخواهند یافت:

استبداد ولایت فقیه، زبر دست، آب زیر کاه و چرب زبان است.

کم و کاست ۱۷ـ۱۵ تاسیسات هسته ای در ایران ساخته شده است. می توانیم که هی چانه بزنیم که آنها را برای تولید برق مصرف قهوه خانهُ بازار ساخته اند و یا که اورانیوم برای کشاورزی و پزشکی غنی سازی میشود و یا اینکه شاید هم چند مثقال اورانیوم غنی برای کلاهک موشک لازم داریم.

غرورو تعصب بیجا باعث شده است که کم کم افکار خود را به یک دنیای پوچ و تخیلی، پر از دشمن، شیطان و مهدی متمرکز کنیم. با گذشت زمان این جهان کژپندارانه انچنان در افکار و اعمال ما اثر گذاشته که فرار از آن و فکر جهان واقعی برای ما هر روز مشکلتر میشود. آنقدر عادت کرده ایم که از آخوندها تو سری بخوریم و صدایمان در نیاید که قدرت درک ومنطق سالم را برای آبادی کشور از دست داده ایم.

ازاول، از زمانیکه جمهوری اسلامی برنامه هسته ای زمان شاه را در دست گرفت، به بقای رژیم استبدادی خود در ایران و قدرت نفوذ شیعه در منطقه میاندیشید. روزیکه داستان آشکار شد و به اطلاع همگان رسید، فوراً از آن یک آرمان ملی ساخت. کار آسانی بود؛ از یک طرف اشتباهات لپی و کوری سیاست های غرب و از طرف دیگر تعصب و غیرت بیجای ایرانی به کمکش آمد. «ما از خارجی دستور نمی گیریم»، انهاییکه این داد سخن را هی تکرار میکنند، حلقه بنده گی خود را به استبداد ولایت فقیه فراموش کرده اند. سانسور و تبلیغ جمهوری اسلامی انرژی هسته ای را مثل معجزه ای برای حل تمام مشکلات و فلاکت کشوربه حلق مردم فرو کرد. «انرژی اتمی حق مسلم ماست» شعار دلپسند ایرانیان، چه داخل و چه خارج، چه دوست و چه دشمن جمهوری اسلامی شد. امروزهمه سرد شده اند و کمتر کسی حوصله و نای شعار دادن دارد. آنچه مورد نیاز است امید به یک زندگی با سختی کمتر است. کیک زرد و آب سنگین اراک جواب گوی اقتصاد گرسنه و ویران نیست.

نه! انرژی اتمی حق مسلم مانیست. حق مسلم هر شهروند آن است که در کشور خود بزرگ شود، به آینده اعتماد داشته باشد، معاش خود خانواده اش را بدون دغده کسب کند و در آرامشِ خانه خود بمیرد. حق مسلم هر شهروند آن است که زندگیش را بدون ترس روزمره ازتصمیمات بوالهوس زورگویان اداره کند و دولت از وی محافظت کند. حق مسلم هر شهروند آن است که بتواند بدون ترس و واهمه نظر سیاسی خود را ابراز کند شهروند نباید که توسط اراذل حزب اللهی در تبریز، سنندج، آبادان، زاهدان سربه نیست شود. همین پست فطرت ها بودند که دروین، کوپه (سوئیس)، ژنو، پاریس، لندن و برلن آدم کشتند وبا کمک و همدستی دولت های اروپایی، بی دغدغه به ایران باز گشتند.

ما ایرانیان قهرمان و پهلوان در انکار واقعیت هستیم. هر قدر تئوری توطئه عجیب و غریب تر و غیرمنطقی تر باشد بیشتر آنرا می پسندیم. مثل جن از هم واهمه داریم و آنقدر بهم دروغ میگوییم که دروغ گویی برای ما عادی شده است. از صحبت مفید و سازنده فراری هستیم. برای آنکه جلوی خارجی آبروی خود را حفظ کنیم در هر بحثی فوراً نتیجه میگیریم که آنچه بد در ایران اتفاق می افتد تقصیر دیگری است؛ رژیم های استبدادی کشورمان ساخته ابر قدرت ها هستند تا که با نظم وسازمان داری کشورمان را بچاپند، نفت و دگر منابع ثروت مملکت را بدزدنند؛ انرژی اتمی دشمنان ما را خواهد ترساند و یکشبه همه از ما حساب خواهند برد و به ما احترام خواهند گذاشت؛ … این فهرست رادائم تکرر میکنیم.

کشوری قوی است که در آن مردمان آزاده بدون ترس و واهمه در آن با صفا زندگی میکنند.

تمام آنهایی که دائم سنگ به سینه میزنند که انرژی اتمی حق مسلم ماست، از جواب به چند سوال در باره برایند ساخت تهسیلات اتمی طفره میروند.

آیا ما به نیروگاه های هسته ای در ایران نیازداریم؟ «مسلم است که نیاز داریم» جوابی است که مقامات رسمی جمهوری اسلامی تکرار میکنند:«ما به آن برای روزیکه چاه نفت خشک شود برای تولید برق لازم خواهیم داشت.» به همین سوال، دوست و دشمن عامه جمهوری اسلامی یکصدا جواب میدهند: « انگلیس و آمریکا دارند، چرا ما نداشته باشیم؟» بیشتر وقت هاغبطه وغصه خوردن، تقلید بیجا و چشم و هم چشمی، جای مصلحت گرایی و اندیشه سالم را در ایرا نی میگیرند.

بمن چه که انگلیس و آمریکا «انرژی اتمی» دارند. چرا آرزوی دانشگاه ها، کتابخانه ها، کنسرت و خصوصاً آزادی و اعتماد بنفس شهروندان آنهارا نداریم؟ چرا که نگران هدر رفتن عظیم برق تولیدی (۴۰ـ۳۰%) در شبکه نیستیم؟ چرا که برنامه ای برای جلوگیری از حرام کردن برق توسط مصرف کننده نداریم؟ از این گذشته وقتی که دیگر نفت و گازی برای فروش نداشته باشیم با چه در آمدی پول خرج نگهداری تسهیلات اتمی خواهیم کرد؟ خرج ایران سالهای سال است که از در آمد نفت است و در سی و چند سال گذشته نه تنها آنرا سرمایه گذاری برای آینده نکرده ایم بلکه مثل نقل و نبات آنرا خرج دیکتاتورهای دیگری کرده ایم. از آمریکا شکایت داریم ولی سیاست ما به همان قدر منفی و مضر است.

ایران بر روی شکاف زلزله خیزواقع شده است. فقط درهمین ا مسال ـ ۱۳۹۲ـ شاهد سه زمین لرزه مهم بودیم، زلزه بم راهم در سال ۱۳۸۲ بخاطر داشته باشیم. CNRS، مرکزتحقیقات علمی فرانسه چنین مینویسد: « در ایران، جایی که بنا ها و ساختمان ها برای زلزله های محتمل پیش بینی نشده اند، و سالانه بطور متوسط پنج هزار نفر قربانی زمین لرزه میشوند، لازم است که تحقیقات جدید در استانداردهای مقاومت زلزله در نظر گرفته شود.»

PedzIran:
ایران و همجنس گرائی

بجای توجه به استانداردهای مقاومت زلزله، تند و تند تسهیلات اتمی میسازیم. در محلی نزدیک به بوشهر و کارخانه اتمی اش، در فروردین امسال، زمین لرزه ۳/٫۶ درجۀ ریشتربود. ژاپن، که یک کشور صنعتی، سازمان یافته و منظم است، تصور میشد که اماده ترین کشور برای یک فاجعه هسته ای باشد، هنوز با عواقب ناشی از فاجعه فوکوشیما در سال ۲۰۱۱ درگیر است. بسیاری جان باختند، کلی علیل شدند وخرج خسارات مالی سرسام آور است. آیا یک سناریوی قابل قبول در قبال یک فاجعه هسته ای در ایران داریم؟ آیا ما ذخیره انسانی و مادی برای این جنون اتمی وخود بزرگ بینی را داریم؟ کشورهای همسایه حق دارند که از این ماجرا وحشت کرده باشند. اثر یک فاجعه هسته ای از مرز خارج میشود و مسئله ای برای منطقه خواهد بود. در بهار سال۱۳۸۵، وقتیکه از فاجعه چرنوبیل بعد از بیست سال، کلی صحبت شد و رسانه های غرب و حتا روسیه از اثرات گزارش دادند، رسانه های ایران کلمه ای نگفتند. این امر درسر زمین آیت الله ها و آخوندها تحریم و حرام بود. باعث تعجب خواهد بود اگر مدافعان از حق مسلم ما در انرژی اتمی بتوانند چرنوبیل، سلافیلد و یا تری مایل آیلند در یک نقشه جهان براحتی پیدا کنند.

حتی اگر ما یک فاجعه هسته ای قسردر برویم، با زباله هسته ای که کم کم طول سال ها جمع خواهد شد، چکار خواهیم کرد؟ در مملکتی که قدرت در دست آخوندانی است که باور دارند که دیدن سینه لخت زنان اروپایی باعث خشم آتشفشان Eyafjallajökull در مارچ 2010 بود، لابد با دو صلوات و یک نماز و سه فوت، زباله هسته ای محو خواهد شد. شاید هم که مأموران زباله ها را جایی دور از تهران و چشم آخوند ها در انباری نگهداری کنند تا زمانی که مهدی به داد همگی برسد. در مملکتی که چاه های مهدی هزاران موئمن را جلب میکنند ولی کمتر کتابخانه ای و یا سینمایی افتتاح میشود، این امر منطقی بنظر میرسد. در مملکتی که مسابقه قرائت قرآن از حفظ عزیز است ولی رای شهروند زیر پا له میشود و هنر و موسیقی حرام و زیر کنترل است، خرافات زودتر باور است تا راست اندیشی.

بعدش چه؟ اقتصاد احمقانه و بیهوده ما بر اساس فروش نفت خام است. در حال حاضر بنزین و گازوئیل کم کیفیت و تقلبی وارد میکنیم؛ از زمان جنگ ایران و عراق اکثر پالایشگاها مخروبه و ول هستند؛ و بنا به تائید صحبت وزیر نفت دولت روحانی، شرکت ملی گاز ایران ورشکسته است؛ کلی برای واردات گاز قرض بالا آورده ایم . هیچ گونه صنعت نداریم؛ چند کارخانه مونتاژ خودرو عاجز از پرداخت بدهی های خود، خالق ثروت ملی نیستند و اگر یارانه نباشد باقی کارخانه ها بی شک قادر به تولید یکهفته محصول نخواهند بود؛ بخش خدمات وجود ندارد: کدام خارجی با شعور و فهم، راضی است که ازمحدودیت های زندگی اعمال شده از سوی حکومت اسلامی با خوشرویی استقبال کند و با زن و بچه در ایران برای مدتی مقیم شود؟ اخیراً حتی ساده دل ترین ایرانیانکه مقیم خارج هستند، پس از یک مسافرت کوتاه به تهران، بیزار و مایوس برمیگردند. مابین۵۰ تا۷۰ درصد مواد غذایی وهشتاد در صد کالاهای مصرفی را با ارز دولتی وارد میکنیم، تا که با سود رباخور دلال اسلامی بفروش برسد. وقتی که چاه های نفت خشک شد، کی پول خرج تعطیل و تصفیه تهسیلات اتمی فرسوده را خواهد پرداخت؟ ما به میلیاردها دلارـ یورو و دیگر ارز معتبر نیاز خواهیم داشت. ریال که ارزش ان کمتر از کاغذی است که روی آن چاپ شده، خریداری ندارد.

هر قدر که بخواهد مستکبر اعظم، علی خامنه ای، زار بزند و ورور کند، و بخواهد که توی «دهان نحسِ نجسِ سگِ هار» بزند، و پنجاه هزار بسیجی مزدور و لات برایش هوراه بکشند، وضع تاسف بار ایران عوض نخواهد شد. در ژنو،۲۰ـ۲۲ ـ نوامبر ۲۰۱۳، اعتبارکوچولویی که به زور لبخند روحانی و پیغام های تویتر و اعلامات فیسبوک نمایندهای ایران کسب شده بود به یک قرارداد رسید. ایران شش ماه وقت دارد که ادعا های صلح خواه خود را به جهان اثبات کند. باقی امضاء کنندگان هم شش ماه وقت دارند که ثابت کنند گول نخورده اند.

شاید که روزی از فشار تحریم به ایران کاسته شود واندکی راه روابط بین المللی بانکی با ایران برقرار شود، تا که نفعش به پاسداران و دیگر مفتخوران وجرگه سالاران حکومت اسلامی شیعه اثناعشری برسد ولی هیچ فرقی در زندگی مردم عادی نخواهد شد. ما همچنان در یک فضای آلوده، تبلیغات و سانسور، چرت خواهیم زد و ساعت به ساعت به ساز آقایون خواهیم رقصید. اگرشد و فرصتی شد، جوانان خود را به غرب برای زندگی بهتر خواهیم فرستاد: گمان است که حدود پانزده هزار جوان ایرانی در سال از ایران برای دائم خارج شده و قانوناً و یا غیر قانونی در غرب ساکن شوند. جمهوری اسلامی برای پیدا کردن راه حل به تورم بدون کنترل و بیکاری گسترده علاقه ای ندارد. قوم پرستی نهاد جمهوری اسلامی است، بدون آن، آخوندها نمیتوانند ایران را اداره کنند ولی حریف سیاسی واحزاب مخالف ایرانی که قابل توجه باشند ندارند. اگر حریف سیاسی معتبر داشتند به این راه باریک و خطرناک نمیرسیدیم. درشش ماه آینده خواهیم دید که مذاکرات ژنو چه نتایجی خواهند داشت. و نفع چند بیلیون دلاری که قرار است آزاد شود به کی خواهد رسید و چطور خرج خواهد شد. علی رغم خوش رویی های حسن روحانی و اردوکشی های رسانه ای، در ایران آش همان است و کاسه همان. همه خصوصاً اقلیتها صدایشان در نخواهد آمد و تا وقتی که درختی و یاجرثقیلی در خیابانها باشد، جمهوری اسلامی مردم را به آنها دار خواهند کشید. اوین و کهریزک هنوز بیست و چهار ساعته کار میکنند.

درایران، قصه ها غریب، شوم، پوچ و بیمعنی است. همانطور که ماهیت جمهوری اسلامی و توده جیره خورش است. برای تغییر این وضعیت باید جرات قدرت آنرا داشته باشیم که با صدای بلند هر بار که آخوندی دیدیم فریاد زنیم:«گم شو».

برای آنکه وجود خود را ثابت کنیم باید طغیان کنیم و سرکش باشیم. در مواجهه با اینهمه بی تفاوتی و بی تصمیمی، آدم باید واقعا ساده باشد که امیدی به محو جمهوری اسلامی داشته باشد، تا که بشود با آزادی کامل و بدون تعصب بیجا، و شست و شوی مغزی اسلامی، در باره اتم صحبت شود.

print
Digiprove sealCopyright secured by Digiprove
Related Posts
Categories
All original content on these pages is fingerprinted and certified by Digiprove