نوروز

Home / فارسی / نوروز

نوروز مان با نکبت اسلامی از سال ۱۳۵۸ تا کی؟

نوروز و بهار بهار بازگشته اند. طبیعت همیشه سر قول خودش می ایستد وسرزمین را با برگ های سبز و گل های رنگارنگ می آراستد.  با نوروزنهال ناتوان با گرمای آفتاب جان میگیرد. پرنده آواز می خواند تا که همسری یابد، تا که لانه ای سازد؛ بعد باز هم سر به آواز میدهد که از جوجه ها یش خبربه دنیا دهد. آفریدگان به یک دوره جدید در زندگی خود سر و سام میدهند: زنبور و مورچه پیشگام هستند.

اجداد ما ، آنهایی که در بین کوه های کشمیر تا دشت های بین النهرین و فراتر از آن خانه خود را ساختند، اولین روز بهاررا روز سال نو گفتند تا که پیامی از امید و آرامش در یک جهانِ دائم در حال تغییر باشد. در قرن های بعد، نوروز رسمی با آیین خاص شد: نشانه های خرد، اندیشه و عمل بر روی سفره نمایان شدند؛ جمله های اعتماد به نفس و شجاعت مبادله شدند.

نو روز و نکبت اسلامی

هر ساختهٔ بشری نیاز به حفاظت و هماهنگی با عصرخود دارد تا که ضعیف و مُردنی نشود و در چاه خشک سنتی و تعصب کاذب اسیر نشود. هر ساخته انسان، تشنهٔ وجود زنان و مردان با بینش و عمل کرد است تا که با زحمت و اشتیاق راه را برای نسل آینده بازکنند.

ما اصل اول طبیعت را فراموش کرده ایم: افکار ما بسته است و آنهارا تجدید نمیکنیم وبه آینده نمی نگریم. فکری و رویایی هم برای یک زندگی بهتردر کشورمان نداریم. سرور نوروز تبدیل به انجام وظیفه شده است. سیزده روز را با بی حوصلگی و کسلی تعطیل میکنیم، شاید که زشتی ها و خشونت های اجتماع خود را فراموش کنیم. اول به خرید و بعد به خوردن مشغول هستیم ونمادهای نوروز را از یاد برده ایم. تعارفات وکلمات عید و سال نو را مثل طوطی تکرار میکنیم و توجهی به معنای آنها نداریم. فرزندان خود طوری بزرگ میکنیم تا که در قفس زندگی کنند و ناآگاه سختی های آنرا بپذیرند. نمیخواهیم بدانیم که آزادی چه لذتی دارد، عمل چیست و بنای آینده به چه معنی است. به آتیه پشت کرده ایم و به گذشته با افسوس می نگریم. بی تفاوتی، ترس و نادانی را می پروریم. فرزانگی، دانایی، شجاعت و عزم از ما جداست.

ما بر علیه طبیعت میجنگیم، ما بر ضد منافع خود کار میکنیم. طبیعت خوش آیند، شیرین و نورانی است ولی هم کینه گیر و خشن است. طبیعت به آسانی خودش را از بار شاخه خشکیده خلاص می کند. امروز ما مانند شاخهٔ خشکی در جهان متحول هستیم. از خود ابتکار نداریم و فقط با زور و فشار تکانکی می خوریم. شاید که سال آینده را مثل قبل هدر ندهیم: با هم و با صدای بلند فکر کنیم و از راه و تجربه دیگران یاد گیریم. اندیشه به آینده، مثل شیره درخت است که به شاخه میرسد و شکوفه را به میوه شیرین تبدیل میکند. اگر هنوز در ما انسانیتی باقی مانده است، کفن سیاه و پلید ولایت فقیه که مملکت را خفه کرده است، پاره خواهیم کرد. نکبت اسلامی خواسته ما نیست.

نوروز مبارک به آنهایی که ژَرف به وضعیت حالیه ما می اندیشند و آماده برای تغییرو پیشرفت هستند تا که کشور و خود را اززیر یوغ آخوند ریا گر ویا دیگر استبداد بیرون کشند.

PedzIran:
پوچی عدالت اسلامی
print
Digiprove sealCopyright secured by Digiprove
Related Posts

Website Malware Scan

Categories
All original content on these pages is fingerprinted and certified by DigiproveKhamenei