رهنمود یا سانسور

رهنمود یا سانسور Propaganda and Censorship

رهنمود یا سانسور؟ زیان این عمل نفرت انگیز بیشتر از سانسور سَر راست است. چرا که صداقت روشنفکری را به لجن می کشد و زمینه را برای مخدوش سازی گسترش میدهد.

درهفتم بهمن ۱۳۹۱ (26.01.2013) سایت خبر گزاری مهر مقاله ای را زیر تیتررهنمودهای سه مرجع تقلید در باره نمایشگاه آتی کتاب تهران منتشر کرد.

چون چنین «رهنمودهایی» مخصوص استبداد است و بجز سانسور و تفتیش درعقاید و افکار چیز دیگری نیست، نکات برجسته گفتار این سه مرجع تقلید را تکرار کرده و حواشی را خواهیم نوشت. لازم به یادآوری است که فقط ملتی که از اندیشۀ آزاد واهمه دارد و عقل خودش را به دیگری میسپارد، خود را برده مرجع تقلید میکند.

علی اسماعیلی، سرپرست معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که رئیس بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است به دیدارسه آیت الله در قم رفت.

رهنمود یا سانسور

اولین آیت الله، جعفر سبحانی برای من گمنام بود. خوشبختانه این شخص هم سایت دارد. قدری که از مقالات وی خواندم معتقد به آزاده خواه و روشنفکر وی نشدم و چون از دری وری مذهبی ( فارسی و عربی قاطی) و بد بازگو کردن از منابع معتبر، ـ تخصص تمام خشک فکرهای مذهبی دنیا ـ، فراری هستم، وقت خودم را زیاد ضایع نکردم.

جعفر سبحانی در مقاله مهر به رئیس نمایشگاه کتاب توصیه میکند: « باید کتابهایی به مردم عرضه شود که سعادت و هدایت مردم را به دنبال داشته باشد.» وی به ضرورت نظارت کامل بر کتابهای عرضه شده تأکید کرد: « نباید کتابهای مسموم در اختیار عامه مردم قرار گیرد.»

اگر کسی برای سعادت و هدایت من تصمیم بگیرد که چه زهری را بخوانم و چه سمی را نخوانم، او را زندانبان میدانم. آزادی فکر و بیان مرا در تشخیص خوب و بد و قوی کرده است. سخنان جعفر سبحانی فقط برای جاهل شیرین است.

دومین مرجع تقلید برای رهنمود آیت الله نوری همدانی بود. اگر کاریکاتوری از کوته فکری، تعصب مذهبی و «پیروی از خط امام» را می خواهید، به  وبسایت وی مراجعه کنید. او فعال در دولت و خصوصاً نخود درهر آش امور نظامی و مسائل اتمی است. رساله توضیح المسایل وی در دسترس می باشد. رسالۀ توضیح المسایل هر آیت الله ای مایه شرمساری هر آزاده فکر است و دستور عملی جامع برای تنفر از غریب و بیگانه ـ xenophobia ـ می باشد. بنظر می رسد که توضیح المسایل آقایان از پیشرفت علم در مورد بول، مني، حيض و میت در چند دهۀ اخیر سودی نبرده اند.

نوری همدانی در مقاله مهر فقط باور به حقانیت شیعه دارد و باقی دنیا را خوار و دشمن می شمارد ـ نفرت و کینه اش قابل مقایسه با افکار دست راستی های نژاد پرست است ـ ، نظر مهمی هم راجع به نمایشگاه کتاب ندارد؛ بجز آنکه: «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کار سختی را بر عهد دارد.»

مکارم شیرازی: نماد جهالت و خفقان ایران
رهنمود یا سانسور مکارم شیرازی: نماد جهالت و خفقان ایران

سومین گفتگو با آیت الله مکرم شیرازی بود. وی کلاً در وبسایت خود اعتقاد دارد که آزادی بیان غربی مایه رسوایی و شرمساری است. در پیامی گفت: « اگر فکر کردید مراجع عظام در برابر هتاکی افرادی مثل شما عقب‌نشینی می‌کند باید بگویم که خیال باطل است چرا که ارتباط معنوی و گسترده مردم با مراجع، سالهاست که در این کشور نهادینه شده و انواع حرکت‌هاى خزنده بى‌خبران تأثیرى در این روند ندارد». د راین مورد با وی موافقم. هتاکی مثل من سی سال است که شاهد انحطاط ایران است ولی هر هنوز دستم کوتاه است.

در مقاله مهر، مکرم شیرازی چند نکته را در باره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران یاد آور است: «[ تا حال] کنترل کافی نبوده، […] باید در مورد کتابهای نا سالم وسواس و احتیاط های لازم را کرد. […] دغدغه دیگر این است که وضع رفع و آمد از نظر اخلاقی و ظاهری مطلوب نیست…» در آخر مقاله، علی اسماعیلی، رئیس بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب ازمکرم شیرازی «دعوت کرد تا با قدوم خودشان نمایشگاه را متبرک کنند.»

بار دیگر چهار چوب نمایشگاه تهران سانسور خواهد بود. می توانید ضوابط شرکت ناشران را در بیست و پنجمین نمایشگاه،۱۳۹۱، در سایت متن ذیل را بخوانید: (لینک سایت حذف شده است.)

Display and/or sales of books containing immoral pictures, subjects offensive to the religious and Islamic values, books that promote religious division and animosity, books containing ideas and thoughts of abolished and innovative sects, or encourage racism or Zionism, or undermine the interests of the Islamic Republic of Iran are prohibited. [sic]

به دو مقاله، یکی در باره «رهنمود خامنه ای» که در تیر‌ماه ‌۱۳۹۰‌ منتشر شده و دیگری که برداشتی از نمایشگاه سال پیش است، توجه شود. «هتاک و بد زبانی» مثل من امیدوار است که این نمایشگاه بیست و ششم ( ۱۱ ـ ۲۱‌‌‌‌ اردیبهشت ۱۳۹۲ ) از طرف مردم تحریم شود.

روزی که سانسور از بین رفت و کتاب هر نویسنده ای بدون نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا هر حکومت مستبد دیگر و مفتش های آن به نمایش در آمد، از آزادی و فضای باز لذت کامل خواهیم برد گرچه راه به آن صاف نیست. سانسور عفریته ای است که دو عفریت می‌زاید: یکی دستکاری در لغت های انتخابی و متن اصلی نویسنده است تا که سانسورچی پسند کند و اجازه انتشار بدهد. زیان این عمل نفرت انگیز بیشتر از سانسور سَر راست است. چرا که صداقت روشنفکری – intellectual honesty – را به لجن می کشد و زمینه را برای مخدوش سازی- manipulation – گسترش میدهد. دومین عفريت، خود سانسوری ـ self censorship ـ است که خلاقیت نویسنده را می کُشد و اعتماد به متن وی در پرتگاه جملات دو پهلو و مبهم گم می شود و یا بخشی از استدلال مطلب که اساسی است از متن حذف شده تا که سانسورچی راضی شود.

اگر مایل به بازدید نمایشگاه بودید لحظه ای بیاندیشید که آنهایی که زندان های سیاسی را اداره می کنند، مردم را به دار می کشند و به دختران و زنانی که حق خود را خواهانند تجاوز می کنند، و تظاهرات انتخابات ۱۳۸۸ با وحشیگری خفه کردند و از حالا برای انتخابات ۱۳۹۲ حیله آراسته و چاقو تیز کرده اند، از رهنمودهای آیت الله های قم و ولی فقیه بهره برده اند.

برای بسیاری نمایشگاه کتاب فضایی است که بتوان در آن از اختناق روزمره جمهوری اسلامی نفسی کشید. ولی قبل از آنکه به بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بروید، از آنهایی که از دلیل بیان اندیشه خود کشته شده، و یا زیر شکنجه خرد شده و یا از ایران فراری شده اند کمی یاد کنید. آنها همشهری شما بودند و هستند.

تحریم نمایشگاه از اقدامات اعتراضی مدنی آرام است. خلوتی مصلای تهران از هر تظاهر و شلوغی در خیابان چشمگیرتر است و کسی را هم در خطر دسترسی مزدوران جمهوری اسلامی نمی گذارد . ایرانیان مقیم خارج می توانند به ناشران بین الملل که مایل به شرکت در نمایشگاه هستند نامه نوشته و عقیده خود را بیان کنند. ناشران ایرانی هم که سانسور شده و اجازه شرکت نخواهند گرفت می توانند درد دل خود را با اسم مستعار به هر شخص قابل اعتمادشان در خارج بگویند.

فقط با قدم های کوچک و مصممِ هر همشهری، می توان فرش را از زیر پای آخوندها کشید و جلوی استبداد دیگری را گرفت.

پِندار من ضعیفم و نا چیز و ناتوان         بی اتحاد من، تو توانا چه می کنی؟    (پروین اعتصامی، قطعه ۸۱ ـ توانا و ناتوان، دیوان، طبع ششم، ۱۳۵۳ ، چاپ فردین، تهران)

خود- سانسوری: سم اجتماع ایران

من در یک استان ایران متولد و بزرگ شدم. پرسش من این است که آیا شهروند ایرانی اصول اساسی دموکراسی را درک می کند.

چاپ

Print Friendly, PDF & Email

تغییر زبان

لطفا همچنین مقالات را در بخش های فرانسوی یا انگلیسی بخوانید. آنها پست های ترجمه شده از فارسی نیستند.

جستجو

مقالات قبلی

توجه کنید

لینک های شکسته

خبرنگاری سانسور شده ایرانی هیچ احترامی به مقالات منتشر شده خود ندارد. آنها از وب سایت ها حذف می شوند و لینک پیام ها در نوشته های ما شکسته می شود. ما لینک ضایع را پاک نخواهیم کرد. ما آنها را به عنوان سمبل سانسور ، تبلیغات و سهل انگاری نگه می داریم.