گره زندگی و بردگی ایرانیان

Ayatollah's guests on leash,

بینوایی دعا می کرد: خدایا! خودت گره زندگی مرا باز کن. بینوا فراموش کرده بود که از ماست که بر ماست. عقل خود را به ولایت فقیه سپردن فقر فرهنگ و استدلال است.

بردگی ایرانیان و گره زندگی

بینوایی یک مقدار آرد را توی لُنگی گره زده و روی سرش حمل می کرد. در  راه دعا می کرد:«خدایا! خودت گِرِه های زندگی مرا باز کن.»

گِرِه لُنگ باز شد و آرد روی سر مرد و روی زمین ریخت.

اوقاتش تلخ شد: «خدایا! با این همه سال حکمروایی در جهان، هنوز فرق گِرِه لُنگ و گره زندگی را نمی دانی؟»

Will The Floods Break The Morons’ Regime In Iran?

از ماست که بر ماست عبارتی است معروف در فرهنگ سیاسی ایران، که دائم از چند دهه قبل تکرار شده ولی کمتر به نتیجه آن دقت می شود: هر چه که نظام سیاسی باشد، استبدادی، سلطنتی، دمکراسی مستقیم و یا غیر مستقیم، مردم لایق نظام سیاسی خود هستند که مظهر گذشته آن کشور است.گِرِه لُنگ را خود می زنیم و وقتی که بیجا باز شد و آرد روی زمین ریخت، از مسئولیت خود در رفته و دیگر را مسئول می دانیم.

<h3″>گره زندگی ما: از ماست که بر ماست

سالهای سال از ماست که بر ماست و آنکه مردم لایق نظام سیاسی خود هستند، برایم قابل قبول نبود. بیست ساله و خوش بین بودم و به لطافت طبیعت بشر، تمدن، فرهنگ و برتری منطق بر خرافات برای بهبودی مملکت اعتقاد داشتم.مثل روز برایم روشن بود که مردم از اشتباهات خود سریع یاد گرفته و دوباره در تله استبداد دیگری نخواهند افتاد.کم کم که انقلاب اسلامی به راه دیکتاتوری رفت و زورگویی و عوام فریبی نه تنها از بین نرفت بلکه قویتر شد، هنوز به آن امید چسبیده بودم که مطمئنا مردم به زودی از خواب بیدار خواهند شد و قبل از آنکه در چنگال اسلام خرافاتی خفه شده و مغزشان شستشو شود، به وقاحت سخنان خمینی و جلوی پس رفت اجتماعی و پی روی کور از خط امام خواهند گرفت.گذشت زمان خطایم را ثابت کرده است.
تجربه‌های شخصی از افکار و رفتار هموطنانم در چهل سال گذشته، فرزانگی پنهان در پشت عبارت از ماست که بر ماست، برایم آشکار شده است.ما ملتی نیستیم که برای بهبود اوضاع با عوامل زورگو در بی افتیم. قادرهم به یادگیری از گذشته نیستیم. هیچ چشم اندازی برای ساخت آینده نداریم و از ترس دگرگونی، حتی نمی خواهیم نقشی در بحث آن داشته باشیم.شباهت بین تظاهرات ۱۳۵۷که با سرنگونی شاه ختم شد و اعتراضات این امروزه کم است، فقط یک پایه اساسی متداوم است: استبداد شاه مورد تنفر بود و متظاهرین «مرگ بر شاه» را شعار می دادند. امروزه ولی فقیه شعار «مرگ بر دیکتاتور» به گوشش می رسد.

اين دود سيه فام که از بام وطن خاست از ماست که بر ماست

افسوس از ملت، از ماست که بر ماست
Share on facebook
Share on twitter
Share on email
Share on whatsapp
Share on linkedin
Share on telegram

من در یک استان ایران متولد و بزرگ شدم. پرسش من این است که آیا شهروند ایرانی اصول اساسی دموکراسی را درک می کند.

چاپ

Print Friendly, PDF & Email

تغییر زبان

لطفا همچنین مقالات را در بخش های فرانسوی یا انگلیسی بخوانید. آنها پست های ترجمه شده از فارسی نیستند.

جستجو

مقالات قبلی