ولی فقیه: گمشو

ولی فقیه: گمشو brick Iran industry

درمملکت ما از سال ۱۳۵۸ مردان ولی فقیه قدرت سیاسی و اداره کشور را در دست گرفته اند ولی به طور چشمگیری شکست خورده و مملکت را داغان کرده اند. ولی فقیه: گمشو!

چهل سال است که از ولایت فقیه چوب می خوریم و حرفمان فقط این است که «مادر آینده به جهان نشان خواهیم داد که چه ملت بزرگی هستیم … البته زمانی که آخوندها از بین رفته باشند.» نسل در نسل در ایران هنوز بچه آجر سازی می کند. ملت بزرگ با حرف «بزرگ» نمی شود. در ۱۰ تیر ماه ۱۳۹۲ ، مردمانی که در مصر از افکار خود برای یک دولت لائیک و در امید دموکراسی آینده دفاع میکردند در یک نبرد موفق شدند. گرچه دولت اخوان المسلمین، از طریق انتخابات آزاد به قدرت رسید، مجبور شد که در جلوی تظاهر کنندگان کوتاه آید. زیرا که خواسته عموم را که برای آزادی بیشتر و نه کمتر بود زیر پا گذاشت. تا امروز، ارتش مصر داور عجیبی در مبارزات اجتماعی است. زمانی که مردم تازه به سمت ارزش های دموکراتیک و کثرت گرایی قدم بر می دارند، به حمایت نیاز دارند. گرچه آنکه هیچ گاه نباید گذاشت حامی بعداً زورگو و مستبد شود.

دولت: انجمن مردانه ـ phallocentric

فرقه های اسلامی فقط آنقدر تحمل دمکراسی و تبادل نظر را دارند که توانسته پا در رکاب قدرت بگذارند. سپس قوانین و دستگاه اداره کشور را تغییر داده و از خط پیاده سازی آزادی بیشتر خارج می شوند. بنای افکارشان روی چند اصل ساده لوحانه است: کسانی که با آنها موافق نیستند آلت دست قدرتهای خارجی و خائن هستند، اقلیت ها گمراه و کافر هستند و وقار زنان وقتی حفظ می شود که آنها را از چشم عام قایم کرده و حق مسلم شان از دخالت در امور اجتماعی و سیاسی قصب شود. برای فرقه های اسلامی قدرت دولت به یک انجمن مردانه ـ phallocentric ـ منحصر می شود. هدفشان قفل کردن کشور با استفاده از تمام امکانات، از فشار روانی تا تیر اندازی به شهروندان، به نام الله و شریعت است. بسیاری در مصر تمایلی به دنبال این سناریو را ندارند. شاید بتوان از درگیری در بین اسلامیان و کسانی که به کثرت گرایی و تبادل نظر پیوسته اند اجتناب کرد. آینده به آن بستگی دارد که چگونه کثرت گرایان بتوانند رهبران مورد احترام اکثریت را انتخاب کرده و سریع جنبش های معترض را به نیروهای سازنده تبدیل کنند. ولی رهبران اسلامی آماده هستند که آشفتگی با افراط را تا دوگانه گری دنبال کنند و بعد خود را قربانی و مظلوم بدانند. اخراج محمد مرسی و طرفدارانش، یک ضربه کلی به مستکبر معظم، خامنه ای و نوکر هایش است. روزنامه های تهران، جارچی های ولایت فقیه، حمایت از فرقه های اسلامی مقبول را منعکس می کنند. در حال حاظر مذاکرات آب قندی بین «برادران مسلمان عزیز»، آخوندها و محمد مرسی در تهران و قاهره قطع شده است. مگر اینکه آخوندها تصمیم به پشتیبانی فعال گیرند و پول، اسلحه و سرباز ارتش قدس، پاسدار و یا بسیجی به مصر بفرستند؛ همان گونه فعالیتی که در سوریه می کنند. سال ۱۳۵۸را هنوز فراموش نکرده ام. در آن زمان به عوام روشن شد که زنان، فریب انقلاب اسلامی را خورده  پشتیبانان برقراری حکومت سرکوبگر اسلامی شده بودند.از ان زمان بود که هر روز می بایست داد زنیم: ولی فقیه گمشو. ولی سر زیر انداختیم و به ساز «رهبر و قبله عالم » رقصیدیم. آنها برای حفظ حقوق اجتماعی خود در خیابان تظاهرات کردند؛ ولی با بدبینی ـ cynisism ـ مواجه شدند. نه تنها مورد تحقیر مردان قرار گرفتند بلکه عملاً مردها روی وحشیگری های حزب اللهی ها در قبال زنان چشم بستند. در بسیاری از جوامع مسلمان رسم مرد سالاری است که در سنین پایین به کودکان با توجه خاصی آموزش داده می شود. مادر، خواهر، دختر مقدس هستند تا زمانیکه دستور مردان را بی چون و چرا بپذیرند. اگر زنی برای گرفتن حق خود بایستد جلف و جنده است.
Iran Ashura Nuclear
از ماست که بر ماست
در بهار ۱۳۵۸ مردان ایرانی که از خمینی امام زمان ساختند و از سخنانش لذت می بردنند  زنان را ول کردند. از آن زمان به بعد همه به حکومت دیکتاتوری اسلامی و شیعه اثناعشری و خواسته هایش تعظیم کردند: اقلیت ها ذلیل شدند، خفقان و بردگی مردم در راه اسلام مقبول شد. کشور کم کم طوری بسته و قفل شد که فرار از اختاپوس دستگاه دولت غیر ممکن بنظر می اید. کشور ما یک زمین بایر شده است که در آن هیچ دانه ای از اندیشه، تبادل نظر و سازگاری، اجازه رشد ندارد. گاه به گاه برای آنکه مردم بهتر سرگرم و بعد خواب شوند، مثل نقل و نبات عروسی حرف از «تغییر روش و آزادی در امور دولت» می شود که مردم با پوچ مشغول شوند ولی سر اصل مطلب: «ولی فقیه: گمشو» نروند. . در حال حاضر حسن روحانی معرکه گرفته است: برای تغییر، اجازه خواهد داد که دسترسی به اینترنت سریع در داخل اینترنت حلال ـ هم اکنون سانسور شده ـ بیشتر شود، شاید هم که زنان بتوانند بجای یک تار دو تار مو را از زیر روسری نشان دهند. خیلی ها باور دارند که دری به تخته خورده و تحریم های اقتصادی فقط با حضور روحانی در ریاست جمهوری محو خواهند شد. ای بابا! چه تغییرات بزرگی! آیا می توانیم آزادانه در جامعه بحث کنیم؟ از ولی فقیه ایراد گیریم؟ آیا می توانیم در انتخابات به اشخاصی رای بدهیم که دستچین دستگاه نباشند؟ آیا می توانیم یک مقاله ای را در روزنامه بخوانیم که سانسور نشده باشد؟ آیا می توانیم در خیابان برای زندانیان سیاسی راهپیمایی کنیم؟ در مملکت ما از سال ۱۳۵۸ مردان حق منحصر قدرت سیاسی و اداره کشور را در دست گرفته اند ولی به طور چشمگیری شکست خورده و مملکت را داغان کرده اند.. مردان ما، زمانی که با آخوندها همدست نیستند، ضعیف در کنار ایستاده و قادر به مبارزه با آخوندها نیستند. آنها به آسانی به زورگویی ها و هوی و هوس مستکبر معظم و لات هایش خم می شوند … و فقط بلد هستند که ناله و شکایت کنند: «رهبر ما باید بدانند که ما رنج می بریم. باید به ایشان گفته شود.» آنها مبارز بیباک برای گرفتن حقوق مدنی نیستند و به راحتی به کسانی که برای آبادی و آزادی مبارزه می کنند پشت می کنند. امروزه در ایران، زنان هستند که زحمت انجام دو کار را می کشند و برای نان، برنج، بنزین، آب و برق التماس می کنند و پشتیبان اصلی خانواده هستند. در حالی که مردان سرخود را به کارهای فرعی گرم کرده اند: چای برایشان ریخته شود، باهم مجادله کنند و فحش بدهند، شعر بخوانند و بنویسند، دوران مصدق ( شصت سال پیش) تشریح کنند و بگویند که اگر در آن زمان بودنند چطور عمل می کردند که همه چیز درست شود و در ضمن سیاست جهان را با حرف مفت توضیح دهند و آخرش هم نتیجه گیرند: «مادر آینده به جهان نشان خواهیم داد که چه ملت بزرگی هستیم … البته زمانی که آخوندها از بین رفته باشند.»

ولی فقیه گمشو – Dégage

Iran Leader Gom Show ای بابا آقا! جانِ بچه هایتان، از خواب درآیید. شتر در خواب بیند پنبه دانه. پهلوان پنبه هیچ کس را نمی ترساند. اگر بزرگی خود را با خلاص شدن از شر این هیولا، ولایت فقیه، نشان دهیم، کلی هنر کرده ایم. انتخابات ریاست جمهوری امسال نشان داد که چگونه به آسانی به هر ساز علی خامنه ای میرقصیم. ما با افتخاردر کوچه و بازار جار میزنیم که در گذشته اشغالگران وحشی مملکتمان را متمدن کرده ایم ، اما زور آن را نداریم که کشور را از دست عفریته هایی که متولد ایران هستند و نان و نمک این خاک را خورده اند، آزاد کنیم و هیچ دیدی برای آینده نداریم. ما، زنان ایرانی، با دیگر زنان در مصر و تونس، مراکش … و دیگران در خاور میانه و شمال آفریقا، بیش از آنچه که به تصور آید، تجربه های مشترک داریم. در آینده قصه های ما برای کسب برابری و احترام اجتماعی یکی خواهد بود. ما هم باید که با جوش و با روحیه سالم به علی خامنه ای داد بزنیم: «dégage – ولی فقیه گمشو.» وقت آن است که زنان و مردان از هر گوشه و کنار در ایران و یا خارج از کشور برای گرفتن حقوق و آبادی کشور بایستند؛ گام به گام و خردمندانه جلو روند. هرگز منصرف و یا نا امید نشوند.
جمهوری ایرانی: استقلال! آزادی!

من در یک استان ایران متولد و بزرگ شدم. پرسش من این است که آیا شهروند ایرانی اصول اساسی دموکراسی را درک می کند.

چاپ

Print Friendly, PDF & Email

تغییر زبان

لطفا همچنین مقالات را در بخش های فرانسوی یا انگلیسی بخوانید. آنها پست های ترجمه شده از فارسی نیستند.

جستجو

مقالات قبلی

توجه کنید

لینک های شکسته

خبرنگاری سانسور شده ایرانی هیچ احترامی به مقالات منتشر شده خود ندارد. آنها از وب سایت ها حذف می شوند و لینک پیام ها در نوشته های ما شکسته می شود. ما لینک ضایع را پاک نخواهیم کرد. ما آنها را به عنوان سمبل سانسور ، تبلیغات و سهل انگاری نگه می داریم.