ایران:خبرچینی و لو دادن

ایران:خبرچینی و لو دادن

این تضاد جامعه است که هر قدر سرکوبی رژیم بیشتر و نارضایتی بیشتر در جامعه ریشه میگیرد، مردم بیشتر یکدیگررا لو میدهند. خبرچینی و لو دادن سرطان هر جامعه است.

خود کامی و استبدادی که در ایران ریشه قوی دارد و حتا در دهه اخیر قویتر شده است، شکل های مختلف به خود می‌گیرد: سلطنتی، اسلامی، جمهوریت. استبداد در ایران اتفاقی و شانسی نیست و با عکس العمل و رفتار های های موجود در جامعه تغذیه می‌شود. از اولین لغت کودکانه خود تا آخرین نفس، ایرانی خود را، آگاهانه یا نه، با اندرز امام علی «امر به معروف و نهى از منکر» وفق می‌دهد.
«امر به معروف» مؤمن را مسئول آن می کند که خانواده و اطرافیان را به آنچه که وی می پسندد تشویق کند و بر رفتار آنها نظارت کند. برعکس «نهی از منکر» مؤمن را موظف می کند که جلوی افکار بد و اعمال ناشایست خانواده و اطرافیان را که خلاف مذهب و پسند شخصی اش باشد، بگیرد. این پند و اندرزها هیچ جنبه محرم و خصوصی ندارد. بر عکس، قصه ایست برای آن که همه دیده و اظهار نظر کنند.

با گذشت زمان ، این اندرز راه خود را در ناخودآگاه جمعی آن چنان باز کرده است که زورگویی در اجتماع ما امری عادی است. در حال حاضر فرهنگ و عکس العمل روزانه هر یک از ما، از خشک مؤمن تا کسی که به خدا معتقد نیست، و هر کجا دنیا که باشیم، در ایران یا خارج، بنشین ـ پاشو، چای بیارـ چای ببر، بکن ـ نکن از «امر به معروف و نهى از منکر» رنگ گرفته است. هر کار کنیم و هر فکری داشته باشیم، یک مرد و یا زنی بالا سر است که بگوید: «اینطور خوب است که بشود» و یا اینکه « نکن، خوب نیست». توجه به جمله های گفته بین افراد فامیل و دوست و آشنا داشته باشید. از تعارف بیهوده گذشته، جملات ما امری اند:«بنشین ـ پاشو، چای بیارـ چای ببر، بکن ـ نکن: «بنشین ـ پاشو، چای بیارـ چای ببر، بکن ـ نکن، این خوب نیست ـ آن خوب است».

«امر به معروف و نهى از منکر»: خبرچینی و لو دادن سرطان هر جامعه

چه کسی خوب یا بد را قضاوت می کند و لیست می دهد؟ چه کسی قضاوت می کند که آیا خواندن کتاب کارل مارکس خوب است یا بد؟ چه کسی می گوید که گوش دادن به آهنگ لیدی گاگا خوب است یا بد؟

در سلسله مراتب شیعه، آیت الله ـ مرجع تقلید، مسئول قضاوت در اعمال و افکار شخصی شده است. هر مؤمن شیعه موظف است که از یک مرجع تقلید پیروی کند و آیت الله را مصون از خطا و عقل کُل بداند. زمانی که استبداد، مانند جمهوری اسلامی ایران مذهبی است، لیست خوب و بد از باورها و خرافات شیعه مدل می گیرد؛ چه در افکار شخصی و چه در اعمال روزمره، چه از مسائل سیاست خارجی چه در رعایت ادا و اطوار برای رفتن به مستراح. این طور است که جامعه زیر زورگوئی «بزرگتر» خفه می شود و پدر و مادر، در و همسایه باید در هر کاری و فکری نظارت کنند. احترام به دیگری جا خود دارد ولی به ساز دیگران رقصیدن، قصه ایست دیگر.
«امر به معروف و نهى از منکر» چاله و تله فکری و عملی است که گریز از آن بسیار دشوار است زیرا که موذیانه فرهنگ لو دادنِ اشخاصی را که طبق پسند دیگری رفتار نمی کند، تقویت می کند. در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد اگر، در سرزمین آخوندها، همسایه شما از مهمان زن پذیرائی کند؟ و یا جوانان در محله آواز بخوانند، شاد باشند و آبجوئی هم بنوشند؟
با وجدان راحت بر حساب «امر به معروف و نهى از منکر»، شما به مقامات ارشاد هشدار می دهید. بدون استثنا، کتاب هائی که در غرب منتشر می شوند و از زندگی روزانه در تهران روایت می کنند، و از افرادی که دچار مشکل و دردسر با بسیجی، حزب اللهی و قوای ارشاد شده اند، داستان های زیادی دارند. آنها توقیف شده، شلاق خورده، زندان رفته و یا جریمه شده اند که مهمان زن مجرد داشته اند، موسیقی پخش کرده اند و یا کاری پیش پا افتاده دیگری را انجام داده اند که مورد پسند من فردی و آیت الله زورگو نیست؛ بدون استثنا، لو دهندگان «دوستان و همسایگان» می باشند.
آنتیگونوس دوم Antigonus II پادشاه مقدونیه (319-239 قبل از میلاد) گفته بود: «خدایان مرا از دوستانم حفاظت کنند. خودم از دشمنانم مراقبت می کنم.»
سوسه آمدن، خبرچینی و لو دادن، سخت مورد انتقاد یا عتاب و خطاب قرار دادن دیگری … اینها حالی عادی و عمومی در ایران است. این تضاد جامعه ما است که هر قدر سرکوبی رژیم بیشتر می شود و نارضایتی بیشتر در جامعه ریشه می گیرد، مردم بیشتر یکدیگر را لو می دهند و برای هم پاپوش می سازند. در نتیجه، پنهان کاری و دروغ در میان دوستان، همسایگان و خانواده متداول و عادی است.
کوتاه بینی، پنهان کاری و دروغ سم برای آزادی طلبی از آخوند جماعت است…
این اندرز و پند علی ، هر شهروندی را در فضولی و پاییدن و زاغ سیاه دوست و در و همسایه را چوب زدن قوی می کند و کار اراذل و اوباش ارشاد، پلیس و اطلاعاتی آسان می کند. در پوسیدگی روابط اجتماعی حالی در ایران، حتا از پیام مأمورین دولتی استقبال می شود :« به ما کمک کنید که دشمنان و مخالفان و منتقدان را بگیریم. در عوض کارتان را راه می اندازیم.»
سوسه آمدن، خبرچینی کردن، لو دادن … مثل آب از گلو پایین می رود و دیگر هیچ کسی به آن اعتنایی نمی کند. عادتی است که کمتر کسی جوانب نفرت آور و پست فطرتی آنرا متوجه است.

پس از آنکه روش های قدیمی مانند زنگ تلفنی ناشناس، یا پیام بدون امضا روی یک تکه کاغذ پاره، و یا پیکی به نزدیکترین ایستگاه پلیس / ارشاد / بسیج، از مد افتاده اند، در حال حاضر خبرچینی و لو دادن از طریق اینترنت انجام می گیرد واز پیشرفت های فن آوری از انترنت مجازی ایران، «اینترنت حلال» استفاده می کند. به قلمرو | ir. | خوش آمدید. با توجه و کوشش «ایران فیلترینگ» هر سایت را که مورد پسند نیست شهروند می تواند با پر کردن فورمی، آنلاین لو دهد. به این صورت برای اطلاعاتی / ارشادی/ بسیجی که نان حرام می خورند تا که این دستگاه خوفناک را بچرخانند، کار آسانتر می شود.
آزادی و دمکراسی را نمی‌توان با حرف ساخت و یا امیدی داشت که شاید دری به تخته خورده و انشاءالله دولتی روی سینی آزادی را به ما هدیه کند. شتر در خواب بیند پنبه دانه.

آنهایی که به خود و اطرافیان خود اعتماد کردنند و کشورشان را آباد شد، به مسئولیت خود در آزادی واقف بودند. سوسه آمدن، خبرچینی کردن ولو دادن و پا پوش ساختن خوار و خیانت است. بلند شدن و ایستادگی به این ضعف اجتماع، که فقط استبداد آخوندی را تقویت می کند، و ازهر شهروندی جاسوس و مفتش می سازد، شجاعت و اعتماد نفس می خواهد.

چهل سال دروغ حکومت جمهوری اسلامی ایران

من در یک استان ایران متولد و بزرگ شدم. پرسش من این است که آیا شهروند ایرانی اصول اساسی دموکراسی را درک می کند.

چاپ

Print Friendly, PDF & Email

تغییر زبان

لطفا همچنین مقالات را در بخش های فرانسوی یا انگلیسی بخوانید. آنها پست های ترجمه شده از فارسی نیستند.

جستجو

مقالات قبلی

توجه کنید

لینک های شکسته

خبرنگاری سانسور شده ایرانی هیچ احترامی به مقالات منتشر شده خود ندارد. آنها از وب سایت ها حذف می شوند و لینک پیام ها در نوشته های ما شکسته می شود. ما لینک ضایع را پاک نخواهیم کرد. ما آنها را به عنوان سمبل سانسور ، تبلیغات و سهل انگاری نگه می داریم.