مبارزه با اسلام سیاسی

آلبرتین احمدی

تعهد به سکولاریسم و کثرت گرایی

آلبرتین احمدی نام مستعار‌یست که از هویت خود و کسانی که در نوشتن مقاله‌های این سایت همکاری می‌کنند محافظت شود. جمهوری اسلامی ایران و متعصبان اسلام سیاسی ظرفیت آسیب رساندن را دارند.
در یک شهرستان ایران، از پدر ایرانی و مادر اروپائی متولد و در آنجا بزرگ شده و به مدرسه رفته‌ام. از اواخر سالهای پنجاه در اروپا بسر می‌برم و خانه و زندگیم در غرب است.

هر زمانی که ایرانیان دورگه با ایرانیان خالص در مجلسی دور هم باشند، سعی می‌کنند که با تعارف، طفره و تمجید قلنبه از هر چیز ایرانی همرنگ اجتماع شوند. معمولاً پس از ابراز نظر متفاوتی، ایرانی اصیل بیدرنگ با افاده و تکبر پدرانه یا مادرانه میگوید: عزیزم! تو که خارجی هستی ایران را نمی فهمی. (این تکیه زبان بسیاری از ایرانیان است وقتیکه میدانند عقیده شان پرت است ولی کوتاه آمدن و پذیرش نگاه طرف صحبت برایشان سم است.)

طبیعت من آن است که با صراحت و صداقت حرف خود را بزنم و ترسی از تبادل نظر و رک گویی ندارم. هر زمان هم که کسی از من غیبت کرد (غیبت برای بسیاری از هموطنان از شکر شیرین تر است)، از وی خواهشمندم که هر صحبت دارد گویا به من بیان کند.

درس دموکراسی

کشور مادرم، یک دموکراسی اروپایی که کاشانه مذهب ها و زبان های متفاوت است، بدون قید و شرط مرا در میان شهروندان خود پذیرفت.
در روستای کوچکم اصول دموکراسی را درک کرده‌ام. آموخته‌ام که افکارم را صریح و بدون تعارف و طعنه بیان کنم. از طریق گفتگوهایم با دیگران، یاد گرفته‌ام که تعادل مناسبی بین دیدگاه های متفاوت پیدا کنم. شیوه صحبت من با تحمل و همدلی برای درک علایق دیگران و پذیرش نظرات مخالف رشد کرده و از تعارف فاصله گرفته است.
در ابتدا تشخیص و پذیرش تفاوت‌های فرهنگی، تعصبات و واکنش‌های غریزی‌ام دشوار بود. اینها از ایران همراهم بودند. غرور ایرانی و احساس برتری نسبت به دیگران به خاطر میراث فرهنگی، قضاوت مرا کور کرد. همانطور که آنها از رفتارم کم کم محو شدند، توانستم که خوبی فرهنگ ها و ذهنیت های دیگر را درک کنم.اراده بهم پیوسته مردم برای مبارزه با تاریکی استبداد و به دست آوردن آزادی بیان اولین شرط هر دموکراسی است. سپس وظیفه محافظت از آن بر دوش هر شهروند است.

اسلام سیاسی: ننگ ایران

ولایت فقیه ایران که از جزمیت و خشک اندیشی اسلام سیاسی تغذیه می‌شود، ایران پرستی غیرمنطقی را دسیسه کرده است. تاوان ما ایرانیان فقط شرم و خواریست.
تعصب ایدئولوژیک ولایت فقیه بهانه برای آزار، زجر و سرکوب مردم است. ریاکاری و خویشاوندسالاری سر به فلک می‌زند. فساد عمیق است و می‌تواند تا ابد ادامه يابد. شاخص اسلام سیاسی دروغ و خیانت است.
دستیابی به یک حکومت بی عیب غیرممکن است و هرگز چنین چیزی وجود نخواهد داشت. هیچ کس نمیتواند وانمود کند که دموکراسی کامل یا عاقلانه است. دمکراسی قدری از بدترین اشکال حکومتی بهتر است. ما انسان هستیم و چنان متولد شده‌ایم که در زندگی خود فاسد یا نجیب بار آییم. کوته فکری، تعصب، تعلیم اصلی افراطی و اصول گرایی مذهبی یا غیر مذهبی، به اسارت فکری و طرد دیگران ختم می‌شود.
سلسله مراتب شیعه، از رهبر اعظم و مرجع تقلید تا جوجه آخوند، سیاست و نظام اجتماعی را اجحاف کرده و مردم را شستشوی مغزی داده است. ما، مردم ایران، نه تنها به روحانیون اجازه داده‌ایم که حق‌مان را زیر پا له کنند بلکه قبایشان را هم هنوز می‌بوسیم. آموزه های اصلی سنت گرایی شیعه سياسى که شامل جزمی گرایی، تعصب گرایی و خرافات است، از سال ۱۳۵۸ به بعد نیروی محرکه ای در جهت عدم تساهل و حتی تنفر بوده است. ايرانيان آسان دروغ بزرگ ولی ساده ای را به نام ولايت فقيه و اسلام سياسى پذیرفتند و به یک حقیقت پيچيده، دموکراسی، که در آن تردید وجود دارد، پشت کردند.

نامه های ایران

برایم لازم بود که «نامه های ایران» را بنویسم زیرا که از سالهای پنجاه تا حال شاهد فساد، خفقان مذهبی، سرکوبی قومی، تبار پرستی سیاسی، انتخابات جعلی، تبعیض بین مرد و زن، تبلیغ پوچ و شستشوی مغزی در کشور بوده‌ام.
بارها از مردم شهرستان خود مشاهده کرده‌ام که رژیم استبدادی را خوار می‌شمرند و مداوم در فضای ترس و ستمی زندگی می‌کنند که در آن هر کس که صدایش در آید به عاقبت تلخ و بیرحمانه محکوم خواهد شد. ولی هنوز، اگر آخوندی یک تکه نان خشک به طرفشان پرت کند، آنرا قاپیده و برایش صلوات هم می‌فرستند.
من یک ایرانی غرب زده و آزاد اندیشی هستم. از ارزش فرهنگ غرب بهره برده و آموخته‌ام. قصد دارم از آنها در فهم بافت سیاسی و اجتماعی ایران بکار برم. تجربه و یادگیری از اشتباهاتم باعث درک نقاط قوی و ضعف هر دو فرهنگ شده است. تمامی در این وب سایت بیان شده است. مسئولیت متن منتشر شده فقط به عهده من است.
تصویری که از جامعه ماست از سُستی، بی هدفی، فردگرایی، فقدان اندیشه، اتحاد و عمل جمعی ایرانیان گویاست. این صفات اجازه می‌دهند که یک دولت استبدادی و عقب رو بر اساس اسلام کوته فکر حفظ شود. دموکراسی و آزادی بیان، امری و عملی روزمره برای هر شخص است. این نکته اساسی را هنوز ما در نیافته ایم زیرا که زورگویی و خودکامگی در خانواده، جامعه و دولت ما ریشه های عمیق دارد.
سیاست کشورهایی را که امور خارجه خود را بیشتر با آب زیرکاهی و برنامه های پنهان اداره می‌کنند دوست ندارم و از رژیم های فاسد، به ویژه آنهایی که با وحشی گری علیه مردم بیگناه بنام دین عمل می‌کنند متنفر هستم. از کاستی و نقص جهان غرب، منجمله افراط سرمایه داری و گروههایی که زندگی برایشان فقط به معنای پیگیری بی امان منفعت است آگاه هستم. ولی می‌توانم بدون دغدغه شلوغ و حداقل با آنها در زمان انداختن رای در صندوق مخالفت کنم. امری غیر ممکن در ایران زیر سلطنت ولی فقیه.
بدیهی است که انقلاب اسلامی بسر رسیده است و آنچه که امروز دیده می‌شود یک کابوس اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و سیاسی است. تحت سلطه استبداد مذهبی و ولایت فقیه، برای کشور ما هرگز امیدی برای بنای آینده محکمی برای نسل جوان نخواهد بود. در ادامه استبداد دینی، کشور ما هرگز نمی تواند امیدوار باشد که آینده ای روشن را برای نسل های جوان خود، صرف نظر از ایمان، قومیت و زبان آنها، تأمین کند.

دموكراسي حاكم خواهد شد

با این حال معتقدم که می‌توانیم از فرهنگ های دیگر یاد گیریم و با هم کار کنیم تا که آینده را بر اساس آزادی بیان و دمکراسی واقعی بسازیم. فقط آنگاه خواهد بود که که مردمان با مذهب های مختلف و فرهنگ های گوناگون در صلح و مسالمت خواهند توانست با هم زندگی کنند و در کنار هم برای بنای ایران خوبی کوشش کنند. در حال حاضر این فقط رویاست، اما ارزش امتحانش را دارد.
این کار با بحث های مسالمت آمیز و برابری طلبانه آغاز می‌شود و توانایی گوش دادن و شنیدن دیگران می‌خواهد.جمهوری اسلامی ممکن است به زودی به پایان برسد. مهم است که بدانیم چالش های ایران امروز فرصت‌هایی برای تغییرات مثبت است. مردم ایران با تلاشی متحد این قدرت را دارند که از دغدغه‌های اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی فراتر رفته و آینده‌ای مرفه برای نسل‌های آینده بسازند. با همکاری یکدیگر می‌توانیم بر موانع استبداد اسلام سیاسی قبیح و ولایت فقیه مستهجن غلبه کنیم و راه را به سوی دموکراسی، آزادی و پیشرفت هموار کنیم. بیایید با انگیزه و مصمم بمانیم تا از هر موقعیتی بهترین استفاده را ببریم و فردای بهتری را برای خود و رهبران آینده خود بسازیم.

ما باید تنوع در جوامع ایران را جشن بگیریم. از فرهنگ های جهانی درس بگیریم. آزادی بیان و دموکراسی را تضمین کنیم. اتحاد افراد با پیشینه های مختلف، اعم از کوچک و بزرگ، می‌تواند به نتایج استثنایی و جامعه ای هماهنگ منجر شود. بیایید با هم برای یک ایران بهتر کار کنیم، پاداش آن ارزش این چالش هولناک را دارد.

Print Friendly, PDF & Email